برمنگهم، قلبِ صنعتِ انگلستان، سال 1968. در بعد از ظهري ابري و باروني در حاليکه که صدايِ کوبيده شدنِ تيرآهن ‌ها به زمين فضايِ شهر را پر کرده ‌، فکري به سرِ جان آزي آزبورن ميزنه که نتيجه ‌اش سبکي جديد از راک را پديد مياره. آزي در اين لحظه ‌يِ تاريخي رو به توني ميکنه و ميگه تا حالا دقت کردي مردم پول ميدن ميرن سينما که بترسن؟ خب چرا ما براشون همچين موزيکي نسازيم؟ يک سالِ بعد آلبومي منتشر شد که با صدايِ بارون شروع ميشد، بعد ناقوسِ کليسا، بعد رعد و برق، بعد ريفِ کند و سنگينِ گيتار و بعد خواننده ‌اي که با ترس و وحشت ميپرسه اين چيه که جلويِ من وايساده. اين قطعه ‌يِ آغازين که همنام بود با اسمِ گروه، بلک سبث نام داشت و به قولِ مالکومِ دوم تاريخنگارِ راک يک تنه موسيقي هوي متال را پايه گذاري کرد.

All Rights Reserved for Radio Review | designed by Anooshiravan Aria & Siavash Tasaodian | developed by Maze Group